درصورت دستیابی به فناوری دولت الکترونیک ، تحولات بسیاری درزندگی انسانها ، صورت خواهد گرفت.
با دستیابی به فناوری دولت الکترونیک ، زندگی انسانها درسراسر جهان دچار دگرگونی عمیق وتحولات فراوان می گردد. زیرا سبب ایجاد ارتباط صحیح و منطقی و حفظ وقت وانرژی شهروندان درهنگام انجام اموردولتی، می گردد.
دولت الکترونیک به بهبود و مکانیزاسیون فرایندهای عمومی ، بخصوص دستگاههای دولتی وعرضه الکترونیک خدمات دولتی به مردم وبخش غیردولتی می پردازد و با دستیابی به این فناوری می توان (( شاهد عرضه سریعتر وارزانتر خدمات، کالاها واطلاعات، افزایش مشارکت عمومی ، سهولت کسب ، جمع آوری وپردازش اطلاعات ازشهروندان ، بخش خصوصی ونهادهای حکومتی ، تسهیل مدیریت اطلاعات درسطح ملی ، افزایش بهره وری ، کارائی واثربخشی نهادهای حکومتی و تجارت الکترونیک ، باشیم)).
یکی از مهمترین دستاوردهای دولت الکترونیک ، تجارت الکترونیک است . اصولا" تجارت الکترونیک ، نوع جدیدی از ارتباط اطلاعاتی است ، که چنانچه با دید مدیریتی وبطور صحیح به آن نگریسته شود ، می تواند نه یک ابزار ، بلکه یک تحول باشد که چهره یک بنگاه را تغییر دهد.
با توجه به اینکه با ایجاد دولت الکترونیک ،(( هزینه های تغییر منبع به طور قابل ملاحظه ای کاهش خواهد یافت، حذف واسطه ها یا کاهش قدرت آنها درزنجیره عرضه موضوعی جدی خواهد شد، اطلاعات وخدمات به همراه محصول ، ازاهمیت ویژه ای درتفکیک محصول از محصولات رقبا وایجاد ارزش درمحصول برخوردار می شود، افزایش شفافیت دربازار ، موجب افزایش رقابت می شود، جایگزین های بیشتری برای محصولات وخدمات ظهور خواهند کرد))، که این اثرات رقابت کلی درصنعت وبین رقبای موجود را شدت می بخشد. اما مشکلی که امکان بروز آن می رود ، مسئله افزایش نرخ بیکاری یا کاهش تعداد کارمندان دولت است.
با درنظر گرفتن تمام این مزایا ومعایب جهت ایجاد یک دولت الکترونیکی ، بایستی زیرساختهای فنی از ( مخابرات ، ارائه خدمات ، ارتباطی و...) وهمچنین زیرساختهای قانونی وحقوقی ، تصویب قوانین ، اصول سازمان ملل ، داوری تجاری، کنترل همگانی و... صورت گیرد.
مشکل اساسی درارائه چنین خدماتی ، تامین امنیت لازم فقط برای اطلاعات مخصوص شهروندی است. اگر بتوان آن را پشت سر گذاشت ، خدمات دولتی با سرعت زیادی ازطریق اینترنت دردسترس اکثر مردم قرار خواهد گرفت.محرمانه بودن حقوق مالکیت فکری وحفاظت ازاطلاعات وموانع موجود درامر پیاده سازی ، مواردی هستند که باید بوسیله مقامات ارشد دولتی حل وفصل شود. بعد از تامین امنیت ، عوامل مالی نقش بسزائی درتحقق اهداف دولت الکترونیکی دارند.
علیرغم وجود کلیه زیر ساختها ، امنیت وعوامل مالی ، دولت الکترونیکی بدون آموزش وفرهنگ سازی محقق نخواهد شد. مسئله آموزش عموم مردم برای استفاده ازاین خدمات نیز بسیار مهم است. دولت می تواند یک اداره مقدمات دولت الکترونیک تاسیس کند وآن را به وسیله کارمندان آموزش دیده ومجرب درزمینه دولت الکترونیک سامان دهی کند.
با ایجاد دولت الکترونیک ، مبادلات کاغذی ، انتظارات تلف کننده زمان درصف ها و پشت تلفنی ((به منظور حصول خدمات دولتی)) بصورت استثناء درخواهد آمد وطبیعی نخواهد بود.
امیدوارم ، با ارائه این مقاله ،(هرجند که بصورت مختصرو کوتاه می باشد )، توانسته باشم ، مزایا وفواید دولت الکترونیک( که درصورت ایجاد وتحقق آن ، موجب توسعه اقتصادی می گردد) را برای بازدید کنندگان وبسایت اقتصادی به روشنی بیان کرده باشم.
درپایان برای همه آنانی که درراه ایرانی آباد وسرفراز، حاضر به هرگونه گذشت وفداکاری می باشند، موفقیت وپیروزی آرزو می نمایم.
منابع وماخذ:
1- شورای عالی انفورماتیک ایران
2- سایت اینترنتی www.ited.net
3- سايت اينترنتي www. Hamshahri.net
4- سايت اينترنتي دنیای کامپیوتر
5- هفته نامه رفاه
6- مصاحبه دکتر منتظر
7- مجله کارآفرین
گمرگ ، مرزبان اقتصادی کشور ها است.
ضمن عرض سلام به همه بازدید کنندگان وبسایت اقتصادی( که با نظرات خود درجهت هرچه پربارتر شدن محتوای این وبسایت مرا یاری می نمایند)، اینجانب هم بجهت قدردانی از همه محبتهای شما ، تلاش می نمایم ، که به تحقیقات خود افزایش داده و مطالب با ارزشی را جهت بازدید شما ، که همواره ازمشوقهای اصلی من می باشید، ارائه نمایم. اما ازآنجائیکه گمرگ در اقتصاد کشورها ، نقشی بسیار تاثیرگذاردارد ، مطالب این بار ،به نقش گمرگ درتحارت خارجی ، اختصاص یافته ، تا اهمیت آن درتوسعه اقتصادی مورد توجه بشتری قرار گیرد.
سازمان گمرگ درتمامی کشورهای جهان وازجمله درایران دونقش اصلی دارد . که عبارت است ازنقش حمایتی (حمایت از تولیدات داخلی) ونقش درآمدی (ایجاد درآمد برای دولت) . درآمد دولت ازمحل حقوق ورودی که توسط گمرگ وصول می شود ، بعد از مالیات ، دومین منبع درآمد دولت ازمحل درآمدهای غیرنفتی محسوب می شود. این دونقش مهم براساس سیاستهای حمایتی ویا درآمدی دولت ویا هردو ایفا می شود.
درایران گمرگ علاوه براین که مجری تصمیم های مراجع قانون گذار است، خوددر تصمیم سازی ها وتصمیم گیریها نیز نقش مهمی دارد.این وظیفه از طریق حضور درکمیسیون ماده یک آئین نامه اجرای قانون مقررات صادرات وواردات ، شورای عالی توسعه صادرات غیرنفتی وهیئت وزیران (ازطریق وزیر امور اقتصادی ودارائی) و... عملی می شود.بنا براین می تواند به بازرگانی خارجی کشور جهت دهد. به این معنا که چه کالائی وارد یا صادر شود ویا این که کم یا زیاد وارد یا صادرشود.
برای این که گمرگ بتواند نقش خودرا دردنیای امروز به درستی ایفا کند . باید ابزارهای لازم را دراختیار داشته باشد . اهم این ابزارها عبارتنداز:
1- قانونی مترقی که متناسب با دنیای پیشرفته صنعتی امروز که اصطلاحا" به آن دهکده جهانی می گویند باشد. متاسفانه قانون فعلی امورگمرگی ، مصوب (30/3/1350) می باشد که پاسخگوی نیازهای اقتصادی جامعه وبنگاههای اقتصادی کشور نیست . مضافا" این که گمرگ صرفا" مجری قانون امورگمرگی وآئین نامه احرائی آن نیست، بلکه اجرا کننده 40 قانون مختلف ، 15 کنوانسیون بین المللی وحدود 420 بخشنامه صادره از سوی وزارتخانه های تولیدی ومرتبط وسازمانهای صادرکننده مجوزهای فنی وبهداشتی (مجوز بهداشت ، قرنطینه نباتی ، استاندارد های اجباری وتشویقی ) است. بدیهی است که آثار تضادها ، مغایرت ها وناهمگونی های موجود دربین قوانین ، بخشنامه ها ونقطه نظرات بخشی ودستگاهی وزارتخانه ها وسازمانهای مختلف درگمرگ به منصه بروز می رسد وارتباط وتعامل گمرگ وارباب رجوع ( صاحب کالا) را دچار خدشه ومشکل می کند.
2- تشکیلات سازمان گمرگ . درحال حاضر حدود 157 گمرگ اجرائی با حدود 6600 نفر پرسنل درکشور فعال است. دراین ارتباط می توان به موضوع هائی مانند اداره گمرگ وانجام تشریفات ترخیص کالا ، رویه های گمرگی ونیروهای انسانی شاغل درگمرگ اشاره کرد.
به نظر می رسد که گمرگ با توجه به شرایط ، به نسبت دروظایف محوله وانجام رسالت قانونی خود موفق بوده است. افزایش دانش واطلاعات صاحبان کالا ونمایندگان آنان ازقوانین ومقررات تجاری وگمرگی ورویه های گمرگی ازطریق اطلاع رسانی وایجاد شفافیت ، مشارکت دادن فعالان اقتصادی وصنعتی وتجاری وتشکل های مدنی ، تولیدی تجاری وخدماتی برخاسته ازآنها وازجمله اتحادیه حق العمل کاران گمرگی ایران ونیزتنها نهاد ونماد بخش خصوصی کشور یعنی اتاق بازرگانی وصنایع ومعادن ایران درامور تصمیم سازی وتصمیم گیری قوانین ومقررات مربوطه ، همکاری وزارتخانه ها وسازمانهای مرتبط با تجارت خارجی با گمرگ وبرقراری احترام ،اعتماد وتعامل مثبت وسازنده بین گمرگ وصاحبان کالا وتشکل های مدنی اقتصادی ، عواملی هستند که می توانند برافزایش کارائی گمرگ وروان سازی بازرگانی خارجی( صادرات و واردات) وتوسعه اقتصادی کشور مان بسیار موثر باشند.
زیر نویس:
برگرفته از مجله کار آفرین
عاقبت گرگ زاده ، گرگ شود ، گرچه با آدمی بزرگ شود.
قبل از اینکه سعدی را یک نویسنده وشاعر توانمند بشناسیم ، بایستی اورا یکی ازجامعه شناسان بزرگ عصرخویش نیز بحساب آورد. زیرا آنچه که او درزمان خویش عنوان می نمود ، هم اکنون درستی و صحت نظراتش ، هویدا گشته است.
آنچه که سعدی درآن زمان عنوان می نمود ، تا حدود دهها سال پیش ، هنوز درک آن برای همگان قابل هضم نبود و همواره نسبت به نظرات او ایراد گرفته و این دید گاه اورا (که معتقد بود بعضی انسانها بعلت داشتن صفات ناپسند ، قابل تربیت نیستند) ، مورد انتقاد شدید قرار می دادند وحتی بعضی از روشتفکران نیز براین عقیده بودند که نظرات سعدی ، بر اساس و مبنای علمی استوار نبوده وبهمین علت دیگران را بشدت از مطالعات آثار او برحذر می داشتند.
اکنون با پیشرفت علوم وفنون ، به وِیژه درعلم ژنتیک و پیشرفتهای حاصل شده ازآن ، که فواید بسیاری بخصوص درزمینه های اقتصادی را درپی داشته است ، آن عده که ازمنتقدان سرسخت نظرات سعدی بودند، اکنون به شدت از نظرات سعدی طرفداری نموده واورا نه بعنوان یک شاعر، بلکه بک جامعه شناس واندیشمند اجتماعی می شناسندودراین شرایط ضمن اصلاح مواضع گذشته خویش ، خواهان تحقیق وبررسی بیشتر درآثاراو می باشند.
شاید عده ای تصور نمایند ، ازاینکه والدین ، عامل خانواده را درهنگام ازدواج فرزندانشان تاثیرگذار دانسته وبرآن اصرار می ورزند ، اشتباه آمیز بحساب آید، اما با پیشرفتهائی که درعلم ژنتیک پدید آمده است ، این واقعیت را آشکار می سازد ، که انسانها دارای ژنهائی می باشندکه دارای صفات متفاوت می باشند. وبعبارتی، عده ای دارای ژنی با صفات نیکو وعده دیگر ژنهائی با صفت ناپسند را داراهستند. وحتی پارا ازاین فراتر گذاشته وبه این نتیجه رسده اند ، که عوامل فداکاری ، شجاعت ، هوش ، ترس ، شرارت و... درانسانها ژنتیکی می باشند. اما سئوال این است ، که باتوجه به اینکه رفتار وکردار انسانها ریشه ژنتیکی دارد ، پس چرا به آموزش وپرورش اینهمه بهاء داده میشود؟ پاسخ این است که با تربیت صحیح واصولی می توان شرایط محیط را ایده آل نمود ، تا زمینه مناسب برای شرارت انسانهای حامل ژنهای با صفت ناپسند ، فراهم نگردد.( یعنی اینکه اگر آب نباشد ، فردی با همه مهارتش درشنا ، هرگز فرصت شنا کردن راپید نخواهد کرد) .
امااگر نتوان به چنین محیطی دسترسی پیدا نمود، مسلم است که انسانهای شرور اقدام به ناامن نمودن جامعه خواهند نمود، که پیامد های ناخوشایند ، اجتماعی واقتصادی را درپی دارد.
عده ای که پیشرفتهای روزافزون ژنتیکی را در اصلاح ژنهای گیاهان ونیز حیوانات مشاهده نموده اند. به این باورند: ازآنجائیکه اصلاح ژنها درحیوانات وگیاهان موجبات تقویت ژنهای نیکو ودرنتیجه پیشرفتهای اقتصادی فراوانی را بهمراه دارد ، اصلاح ژنها درانسانها نیز می تواند ، منحربه ایجاد جامعه ای ایده آل گردد.
اما ، عده دیگر درمخالفت با اصلاح ژن در انسانها ، معتقدند : یکسان سازی ژنتیکی ، جامعه ای یکنواخت را به دنبال دارد که دراین جامعه بعلت تفکرات ورفتارهای مشابه ، سبب نابودی تضاد درجامعه ( که خود عامل حرکت است) فراهم می گردد.
اما نظرات دیگر نیز حاکی ازآن است ، اصلاح ژنتیکی که درگیاهان ونیر حیوانات صورت گرفته ، درانسانها بسهولت امکان پذیر نبوده زیرا که هرکس خودرا حامل ژن با صفت عالی وبرتر دانسته ودیگران را فاقد این ژن می داند و درنتیجه سبب ازهم گسیختگی نظام اجتماعی می گردد.
با توجه به اینکه دانشمندان درزمینه علم ژنتیک به پیشرفتهای چشمگیری نائل گردیده اند، اما بنظر می رسد که این اصلاح ژنتیکی درآینده نزدیک درانسانها غیر ممکن بوده وممکن است زمانی فرابرسد ، که انسانها به آن مرحله از رشد اجتماعی برسند ، که داوطلبانه ازحق مسلم ژنتیکی خود گذشته وحاضر به تقویت ژنهای با صفت نیکو گردند . که درصورت تقویت ژنهای با صفت عالی و تربیت صحیح انسانها ، آنگاه می توان جامعه ای سالم وشاداب را انتظار داشت.
با امید موفقیت وپیروزی برای همه دانشمندان، بویژه پژوهشگران واندیشمندان ایران ، که تمام مساعی خود را درجهت پیشرفت وتوسعه علمی کشور عزیزمان بکارمی برند،برای همگان سلامتی وتندرستی آرزو می نمایم.
زیست شناسها به اقتصاد دانان کمک می کنند.
ازآنجائیکه مردم معمولی نیز تا حدودی ژنتیک را عامل اصلی درتحوه پندار، گفتار ورفتارانسانها می دانند ، بدین منظور مقاله زیر جهت روشن تر شدن اذهان عمومی ارائه گردیده است تا موجبات بحث وتبادل نظر بیشتر را درجوامع فراهم نماید.
از هالدین متخصص ژنتیک از بریتانیا پرسیده شده آیا حاضر است جانش را برای کشورش فدا کند . اوپس از انجام چند محاسبه سریع گفت حاضر است برای دو برادرش یا هشت پسرعمویش جان خودرا فداکند. به عبارت دیگر او برای حفظ معادل ژنتیک سهم خود درنسل آینده حاضر بود چنین کاری انجام دهد.
نظریه انتخاب خانوادگی ، این ایده که حیوانات با کمک به نزدیکان خود می توانند ژنهایشان را منتقل کنند ، پاسخ زیست شناسها به رفتارهای ظاهرا" فداکارانه است. به این ترتیب شخصی با ژنهایی که حامل صفت فدا کاری است احتمالا" زودتر ازشخصی که حامل صفت خودخواهی است جان خودرا ازدست می دهد. ودرنتیجه سهم کمتری درمجموعه ژنهای نسل بعد دارد.اما اگر همان شخص برای حفاظت ازنزدیکان خود، رفتاری فداکارانه داشته باشد ، ژنهای حامل صفت فداکاری ممکن است تکثیر شوند.
اقدام های آشکار فداکارانه برای غیرخویشاوندان را نیز می توان ازطریق مباحثی درزیست شناسی توصیف کرد. یک حیوان ممکن است ازبچه حیوان دیگرکه هیچ نزدیکی با آن ندارد مراقبت کند زیرا امید وار است همین کار ازطرف حیوان دیگر برای خودش انجام شود( این پدیده ای است که فداکاری متقابل نامیده می شود) شکارچی که با دست ودل بازی ، شکار خودرا با دیگران شریک می شود احتمالا" این کاررا به آن جهت انجام می دهد که برتری خودرا به ماده ها نشان داده ودرنهایت موفقیت بیشتری درجفت گیری پیدا کند . به این ترتیب این اقدام ها دیگرمدارانه ، عملا" ودرنهایت کاری برای کسب منافع شخصی است.
تمام این مثالها موید استدلال اقتصاددانها مبنی براین است که بشر موجودی اقتصادی است وسعی می کند چیزی را که اقتصاد دانها فایده وزیست شناسها تناسب وشایستگی می نامند به حد اکثر برساند. اما یک مجموعه رفتارها درانسان مشاهده می شود که با این استدلال قابل توصیف نیستند : مردم به بی خانمانها کمک می کنند ، کیف های گم شده مردم را به آنان باز می گردانند ، کارهای داوطلبانه انجام می دهند ودررستورانها به خدمتکارها پول می دهند.وهیچ یک ازاین رفتارها با انتظارهای متقابل صورت نمی گیرد . عقل گرائی اقتصادی وانتخاب طبیعی ، هیچ یک توضیحات کافی درباره این نوع رفتارهای محبت آمیز دراختیار قرار نمی دهند . آنان رفتارهای عکس این نوع رفتارها را نیز توصیف نمی کنند . رفتار پرخاشگرانه، هنگامی که فردی به هدف ضربه زدن به منافع دیگری به منافع خود ضرر می زند. اما اکنون برای یافتن پاسخ تلاش هائی صورت می گیرد. خوب برای تو ، خوب برای من . ابزارهای معمول برای توصیف رفتارهای ظاهرا" عجیب ، آزمایش کالای عمومی وبازیهای هشدار نهائی نامیده می شوند . درآزمایش کالای عمومی ، هرعضو گروه مورد مطالعه پولی را دریافت می کند وازاو خواسته می شود ازآن برای کمک به صندوقی مشترک استفاده کند . سپس این پروژه توسط آزمایش کنندگان گسترش داده می شود وفواید آن بین اعضاء تقسیم می شود.
اخیرا" ارنست فر ازدانشگاه زوریخ وسیمون گچر ازدانشگاه سنت گالن درسوئیس ، یک آزمایش کالای عمومی را انجام دادند . گروهی متشکل ازچهار دانشجو حدود بیست دلار برای کمک وشرکت درپروژه ه ای گروهی دریافت کردند. به آنان گفته شد می توانند هرقدر ازپول را که سرمایه گذاری نکردند نزد خود نگهدارند . قانون کار این بود که به ازای هریک دلار که درپروژه سرمایه گذاری می شد ، 6/1 دلار سود به افراد داده می شد اما این سودها بین تمام اعضای گروه تقسیم می شد. به عبارت دیگر هرفرد 40سنت دریافت می کرد . به این ترتیب اگر همه سرمایه گذاری می کردند هریک به ازای بیست دلاری که پرداخته بودند سی ودو دلار می گرفتند وکالای عمومی باقی می ماند. اما اگر تنها یک نفرسرمایه گذاری می کرد درنهایت هشت دلار برایش باقی می ماند.
این آزمایش ابتدا به عنوان مجموعه ای ازشش دور فعالیت انجام شد . دراین آزمایشها ، شرکت کنندگان نامشخص بودند ، تصمیم های سرمایه گذاری هم زمان گرفته می شدو هیچ دو شرکت کننده ای بیش ازیک بار باهم تماس نداشتند . درپایان هردور فعالیت ، به هریک ازشرکت کنندگان گفته می شد که دیگر شرکت کنندگان چه طور سرمایه گذاری کرده اند وسود هریک چه قدر خواهد بود . دراین شکل ازبازی ، افراد خیلی سریع متوجه شدند که نباید سرمایه گذاری کنند . تا دور ششم وضعیت طوری شد که میزان کمک ها به پروژه مشترک تقریبا" به صفر رسید.
درشکل دوم بازی ، به اشخاص این اجازه داده شد که درپایان هردور سرمایه گذاری ، یکدیگررا ازلحاظ مالی مجازات کنند . هرعضو گروه با هزینه یک دلار می توانست به طورناشناس دیگری را سه دلار جریمه کند . ازدویست وچهل شرکت کننده درآزمایش ، 84 درصد حداقل یک بار وحدود 9 درصد بیش از ده بار دیگری را مجازات کردند . اکثر جریمه ها ازسوی افراد با سرمایه گذاری بالاتر ارحد متوسط برافراد با سرمایه گذاری کمتر ازحد متوسط اعمال شد. جریمه ها به مفهوم انصاف وابسته بود ومیزان جریمه اعمال شده مستقیما" به میزان کمتربودن مقدار کمک فرد نسبت به حد متوسط کمک مالی گروه بستگی پیدا می کرد . جریمه موثر بود زیرا باعث شد میزان کمک وسرمایه گذاری درکالای عمومی افزایش یابد . بیش از 90 درصد شرکت کنندگان هنگامی که جریمه ای درکاربود ، پول بیشتری پرداخت می کردند.
این جریمه ها ممکن است غیرعادلانه به تظر رسند . درواقع آنها فداکارانه بودند زیرا درپایان هردورسرمایه گذاری ، شرکت کنندگان بین گروهها مبادله می شدند . درنتیجه هیچ گاه نمی توانستند دردورهای بعدی باهمان افراد قبلی سرمایه گذاری کنند . درنتیجه شرکت کنندگان برای مجازات کسی پول می پرداختند که دیگر برخوردی با او نداشتند . به عبارت دیگر فداکاری ومجازات ، درشکل دوم بازی بروز کرد نه درشکل اول . همچنین ژوزف هنریش مردم شناس دانشگاه میشیگان ، دانشکده تجارت وهمکارانش سال گذشته این ایده را که مردم گاه برای انصاف بیش از سود شخصی ارزش قائل هستنددرآزمایشی مربوط به فداکاری مورد بررسی قرار دادند . دریک بازی هشدار نهائی به شرکت کنندگان معادل یک روز دستمزد داده می شود وازاو خواسته می شود آن را به فردی ناشناس که هرگز دوباره اورا نخواهند دید بدهد. طرف دوم می تواند این پیشنهاد پول را بپذیرد یا رد کند اما اگر آنرا رد کند ، هیچ یک ازدونفر پول را به دست نخواهند آورد.
منطق حاکم بر بازی هشدار نهائی این است که اگرافراد بخواهند منابع خودرا به حداکثر میزان برسانند ، همان طور که علم اقتصاد مفروض می داند آنگاه نفردوم هرمیران پول داده شده ازطرف نفر اول را می پذیرد هم چنین طبق این منطق ، کمک کننده همیشه تا جائی که ممکن است سعی می کند پول کمتری بپردازد .
اما درعالم واقع چنین فرایندهائی رخ نمی دهد . پیشنهاد کمک ونیز رد پیشنهاد ها برمبنای مفهوم وانصاف انجام می شود.
محققان متوجه شدند که پیشنهاد ها بین 22 درصد تا 58 درصد بود وپیشنهادهائی بالاتر از 50 درصد گاه رد می شد.
این مدرک ویافته های آزمایشهای دیگر کالای عمومی ، مردم شناس هارا به این نتیجه رساند که پذیرفتن یا رد ، به شدت به احساس انصاف وویزگی متقابل بودن ونیز منابع مالی مربوط است. افراد کسانی را که حس همکاری دارند مورد تشویق وکسانی را که چنین حسی ندارند مورد مجازات قرار می دهند . حتی اگر این کارشخصا" ضرری برای آنها داشته باشد.
مسلما" این صرفا" تایید علمی یکی از رفتار های شایع انسانها است ووقتی علم پدیده ای جدید را کشف می کند ، وجود دکترفر ، انسانها شدیدا" به مقابله به مثل تمایل دارند اگر مایل باشند برای مهربان بودن با افراد مهربان ومجازات افراد خطا کار ، منابع دراختیار خودرا فدا می کنند.
همچنین افرادی که شدیدا" چنین تمایلی دارند حتی اگر احتمال کسب منافع یک نام همیشه کمک می کند . دکترفر وهمکارانش درمورد رفتاری که آن را(( رابطه عمیق متقابل )) می نامند استدلال هائی را مطرح کرده اند.
این نام به این دلیل انتخاب شده که آن را از فداکاری متقابل متمایز کند . به گفته مادی درآینده وجود نداشته باشد ، بازهم چنین کاری می کنند .
گروههائی ازموجودات که گرایش به اقدام متقابل درآنها زیاد شده ، شانس بیشتری برای بقاء دارند ، خصوصا" به این دلیل که رفتار آنها حتی اعضاء غیرفداکار گروه را به عمل به نفغ کل گروه تشویق می کند.
ژنهای حامل صفت تمایل به رفتار متقابل به این شکل منتقل شده وگسترش می یابند.
ایده ((رابطه عمیق متقابل)) هم رفتارهای قبلا" غیرقابل توصیف فداکارانه را توضیح می دهدو هم رفتارهای مخالف آن را واین باعث جذابیت نظری آن است . طرفداران آن حتی تصور می کنند این ایده می تواند کاربردهای عملی داشته باشد.
دواقتصاد دان یعنی ساموئل باولز درموسسه سانتافا درنیو مکزیکو وهربرت گینتیس ازدانشگاه ماساچوست پیشنهاد کرده اند که اگر سیاست گذاران مایلند به برخی کالاهای عمومی نظیر تقسیم منابع مشترک دست پیدا کنند ، مفید خواهد بود اگر فرصت هائی را به مردم نیک خواه بدهند تا افراد خطا کاررا درجامعه تنبیه کنند . بهره گیری ازاین روشهای تنبیهی درکل جامعه می تواند زمینه بهبود وضعیت را فراهم کند.
زیر نویس:
برگرفته از:
1- مجله کارآفرین
2- نشریه اکونومیست

