تبليغاتX
گیلان بلاگ
 

سایت اقتصادی

 

 

بدون ترديد مي توان گفت يكي از محورهاي اصلي رشد وتوسعه اقتصادي ، آموزش وپرورش است. حتي برخي عقيده دارند كه تكامل اين بخش است كه موجب تكامل ساير بخشها مي گردد. رشد اقتصادي علاوه بر عوامل توليد ( كاروسرمايه) به بهبود كيفيت نيروي كار ، پيشرفت فني درتكنولوژي ، صرفه جويي هاي ناشي ازمقياس، تخصيص مطلوبتر منابع ونهايتا" به آموزش وپروش نيز بستگي دارد.

بي شك اجراي برنامه هاي توسعه نيازمند بكارگيري نيروي آموزش ديده وافراد متخصص وتحصيل كرده است ونيروهاي آموزش ديده بوجود جوانان با استعداد وبا توان بستگي داردونقش آموزش وپرورش دراين ميان ، كشف اين استعداد ها ونيز بارورنمودن آنها است. آموزش وپرورش ضمن بهره گيري مناسب ازهوش واستعداد افراد انساني زمينه را براي رشد وتوسعه كشور فراهم مي اورد والبته روشن است كه آموزش نيروهاي متخصص ورزيده ، نياز به كادر آموزشي مجرب واستادان كارآمد دارد. لذا نظام آموزش مي تواند با جذب اساتيد ومعلمان لايق وبا كفايت به امر آموزش ، نيروي انساني مورد نياز برنامه توسعه بپردازد. بنا براين آموزش وپرورش باعث شكوفائي استعدادها وارتقاء كيفيت نيروي انساني مي گردد وافزايش كيفيت نيروي انساني موجب افزايش بهره وري وتسريع رشد اقتصادي مي شود.

آموزش وپرورش از با ثبات ترين بخشهاي اقتصادي هرجامعه محسوب مي شود . درحاليكه ساير بخشهاي اقتصادي غالبا" با ركود ورونق مواجه مي شوند. بنابراين آموزش وپرورش بدليل برخورداري ازثبات وتعادل بيشتر مي تواند درهنگام ركود اقتصادي وبيكاري ، نيروي كار را جذب كرده وبا آموزش وتجهيز نمودن اين نيروها ، درهنگام رونق آنها را به جامعه تحويل دهد.

رمز موفقيت انقلاب صنعتي دركشورهاي غربي ، درايجاد مراكز تحقيقاتي وپژوهشي است. اكثر دستاوردهاي علمي وتكنولوژي ، حاصل كار محققان وپژوهشگران مي باشد. كار تحقيق وپژوهش نيز به عهده دانشگاهها وساير مراكز تحقيقاتي است . پس درهرصورت آموزش وپرورش است كه كادر تحقيقاتي وپژوهشي را آموزش وتحويل اين مراكز مي دهدوبدليل نتايج درخشان مراكز تحقيقاتي ، بودجه موسسات تحقيقاتي وپژوهشي دراكثر كشورها رشد فزاينده اي دارد.

سرمايه گذاري درآموزش وپرورش وتربيت نيروي انساني يك سرمايه گذاري بلندمدت محسوب مي شود زيرا از آغاز سرمايه گذاري تا موقع بهره برداري ازآن، زمان زيادي مورد نياز است ولي سرمايه گذاري درامر آموزش وپرورش بويژه براي جوامع درحال توسعه فوق العاده سودآوراست . چراكه در رابطه با جنبه هاي گوناگون وحساس نظير فرهنگ، ظرفيت توليد، توزيع درآمد ورشد جمعيت نقش مهمي را مي تواند درجريان رشد وتوسعه اقتصادي جوامع بازي كند.زيرا در اثر آموزش وپرورش افراد جامعه داراي مهارت وتخصص خاصي مي شوند كه اين امر با بحث ارتقاء بهبود ظرفيت توليد افراد ونيز سبب افزايش توانائي نيروي كار آنها مي شود. به علاوه آموزش وپرورش باعث مي شود درآمد افراد بدليل مهارتها و تخصصهائي كه كسب كرده اند درسطح بالاتري قرارگيردونتيجتا" ازسطح زندگي بهتري برخوردار شوند . بنابراين قابل درك است كه آموزش وپرورش مي تواند به عنوان ابزار ووسيله اي مناسب جهت سياستهاي توزيع مجدد درآمدها به كار رود . يعني مي تواند دررابطه با مسئله اي كمك كننده باشد كه معمولا" به عنوان يكي از مشكلات جوامع (توزيع ناعادلانه درآمدها) درحال توسعه درمسير رشد وتوسعه آنها مطرح است. همچنين آموزش وپرورش دراثر ايجاد نظم فكري درافراد سبب افزايش توانائي انتخاب بهتر ، افزايش توانائي ابداع ونوآوري و... مي گردد. وبالاخره ازلحاظ روحي سبب تغيير نگرش به زندگي وايجاد ويا افزايش احساس لذت بردن از زندگي و... مي شود.

تاثير آموزش وپرورش ازبعد فرهنگي واجتماعي نيز قابل طرح است. بدين معنا كه آموزش وپرورش درجوامع سبب تغيير نگرشهاي فرهنگي واجتماعي مي شود كه اين تغييرات به نوبه خود سبب هموارترشدن راه رشد وبه ويژه توسعه اقتصادي خواهد شد. توضيح بيشتر اينكه، آموزش وپرورش موجب مي شود نگرشهاي سنتي وخرافاتي جاي خودرا به نگرشهاي علمي دهند .افراد جامعه به واسطه آموزش وپرورش از نظم فكري وقدرت تجزيه وتحليل برخوردار مي شوند ، ازاين رو كوته بيني هاي اجتماعي ازبين خواهد رفت ويا براي مثال مسئله رشد جمعيت يكي از موانع ومشكلات اساسي در رشد اقتصادي دركشورهاي درحال توسعه است كه مي بايست كنترل شود . كنترل جمعيت دركوتاه مدت وبا طراحي سياستهاي تنظيم خانواده وغيره صورت مي گيرد وبه علاوه موفقيت اين سياستها به فرهنگ طرز فكر افراد جامعه بستگي دارد . بنابراين ، مهار رشد جمعيت دربلندمدت آنهم ازطريق تغيير ساختار فرهنگي جوامع امكانپذير است. بدين معناكه مي بايست نگرش افراد جامعه به مسائلي چون رفاه، خانواده وسلامت آن ، نقش والدين درتربيت كودكان و... به آن چنان تغيير كند كه نهايتا" زندگي بهتر را درداشتن بچه كمتر دريابند وخود معتقد به كنترل جمعيت شوند وبه اين امرمهم بپردازند . آموزش وپرورش در تغيير ساختار فرهنگي جوامع بويژه در زمينه مورد بحث نقش بسيار بارزي را مي تواند داشته باشد.

بهرحال امروزه حجم سرمايه گذاري درآموزش وپرورش رشد قابل توجهي داشته است ونرخ رشد سرمايه انساني بيش از نرخ رشد سرمايه فيزيكي ومادي است . حتي امروزه سرمايه گذاري دراين امر نه تنها توسط دولت بلكه توسط خانواده بدلايلي نظير افزايش بهره وري، افزايش قدرت كسب درآمد بيشتر، آثار مثبت تشخصي واجتماعي و... ، ازافزايش چشمگيري برخوردار است.

برگرفته از:‌توسعه اقتصادي وبرنامه ريزي

نوشته يگانه موسوي جهرمي

نوشته شده توسط محمدرضا عادلی مسبب کودهی  | لینک ثابت |

گسترش خدمات اجتماعي: شنبه چهارم خرداد 1387 19:5
 

سایت اقتصادی

 

 

يكي از مهمترين وظايف دولت گسترش خدمات اجتماعي است. ازجمله خدمات اجتماعي ، مي توان به توسعه آموزش وپرورش ، بهبود وضع بهداشت عمومي وايجاد امكانات رفاهي براي افراد جامعه اشاره كرد. اين خدمات اجتماعي موجب بالابردن توان توليدي افراد جامعه وكيفيت نيروي كار مي شودواين نيروي كار با كيفيت بالا وداراي قوه ابتكار وتعقل مي باشد كه دستيابي به توسعه اقتصادي را ممكن مي سازد . امروزه ما نمي توانيم كشوري را نام ببريم كه به سطح بالائي ازتوسعه يافتگي رسيده باشد ، اما درزمينه آموزش وپرورش ويا بهبود وضع بهداشت جامعه خويش ، سرمايه گذاريهاي كلان انجام نداده باشد. پس دولت با ارائه وگسترش خدمات اجتماعي نظير آموزش وپرورش ، درحقيقت نوعي سرمايه گذاري درنيروي انساني انجام مي دهد كه به عقيده بسياري از اقتصاد دانان اين سرمايه گذاري مولدترين وپرمنفعت ترين سرمايه گذاري وهمچنين راه گشاترين عمل درجهت نيل به توسعه اقتصادي است.

هركشوري براي رسيدن به توسعه اقتصادي بايستي داراي يكسري زيرساختمانهاي خاص باشد. ازجمله اين زيرساختها داشتن راههاي ارتباطي ، آب وبرق ، گاز ، مخابرات وغيره مي باشد. سرمايه گذاري دراين بخشهاي زيربنائي بعلت وسعت وهمچنين زمان طولاني لازم براي رسيدن به بهره وري وسود دهي درحيطه كاربخش خصوصي نمي گنجد . واين دولتها هستند كه بايستي در ارائه اين زيرساختها وخدمات عمراني فعال باشند.

برگرفته از: توسعه اقتصادي وبرنامه ريزي

نوشته يگانه موسوي جهرمي

نوشته شده توسط محمدرضا عادلی مسبب کودهی  | لینک ثابت |

 

سایت اقتصادی

 

فقر عمومي وگسترده مهمترين وبارزترين ويژگي كشورهاي درحال توسعه است . فقر دراين كشورها يك پديده مطلق است وسطح زندگي اكثريت مردم بسيارپائين است . سطح پائين زندگي ناشي از پائين بودن سطوح درآمد سرانه دراين كشورهاست. با مقايسه سطح درآمد كشورهاي درحال توسعه با كشورهاي توسعه يافته متوجه تفاوت فاحش وقابل ملاحظه درآمد سرانه دراين دوگروه از كشورها خواهيم شد.

علاوه بر سطح پائين درآمد سرانه ، توزيع ناعادلانه درآمد نيز موجب تشديد پديده فقر دراين كشورها شده است . درآمد سرانه پائين علاوه بر فقرعمومي ، پيامدهاي شوم ديگري نيز به دنبال دارد . به واسطه وجودفقر ، سوء تغذيه درسطح نسبتا" وسيعي دراين كشورها قابل مشاهده است وبه عنوان يك وجه مشترك كشورهاي درحال توسعه بحساب مي آيد . از آنجائيكه رابطه مستقيمي بين تغذيه وكارآئي جسمي وفكري وجود دارد لذا سوء تغذيه دراين كشورها ازجمله عواملي است كه در روند توسعه كشورهاي درحال توسعه ايجاد اختلال مي كند.

جهل وبيسوادي عمومي ، سطح پائين بهداشت عمومي ونبود ديگر امكانات رفاهي ازقبيل آب اشاميدني بهداشتي ، تسهيلات آموزشي و... ازديگر پديده هاي ناخوشايندي هستند كه بواسطه فقر( وسطح پائين درآمد سرانه ) دراين كشورها ديده مي شوند. روشن است كه: اين پديده ها آثار مخربي براي اقتصاد ملي كشورهاي درحال توسعه دارند ومانعي بزرگ در راه رسيدن به توسعه اين كشورها مي باشند.

برگرفته از: توسعه اقتصادي وبرنامه ريزي

نوشته يگانه موسوي جهرمي

نوشته شده توسط محمدرضا عادلی مسبب کودهی  | لینک ثابت |

 

سایت اقتصادی

 

براي استفاده از توليد ناخالص ملي به عنوان شاخص توسعه ، عقايد مختلفي وجود دارد . كساني كه استفاده ازآن را براي سنجش توسعه، توصيه مي كنند دلايلي به شرح زير عنوان مي دارند:

توليد ناخالص ملي يا داخلي شاخصي است كه نمايانگر مجموعه فعاليتهاي اقتصادي وتوان اقتصادي كشور دريك سال است كه افزايش آن تقريبا" شرط لازمي براي توسعه هرجامعه است .

اندازه گيري توليد ناخالص ملي يا داخلي با وجود پيچيدگي هاي آن درطول زمان توسط تقريبا" درهمه كشورها فهميده واجراء شده است.

بيشتر كشورهاي عضو سازمان ملل متحد ، برآوردهائي از محصول ناخالص ملي يا داخلي خودرا براي درج آمار واطلاعات رسمي سازمان ملل متحد وساير سازمانهاي وابسته به آن ارسال مي دارند. افرادي كه استفاده از توليد ناخالص ملي را به عنوان شاخصي براي سنجش توسعه توصيه نمي كنند دلايلي به شرح زير مي آورند:

توليد ناخالص ملي يا داخلي تنها برخي از جنبه هاي اقتصادي توسعه را درنظر مي گيرد. نمي توان ازاين شاخص براي تحليل جنبه هاي ديگر غير اقتصادي جامعه مستقيما" استفاده كرد. ازسوي ديگر توليد ناخالص داخلي سرانه يا درآمد ملي سرانه ، الگوي توزيع درآمد را درجامعه نشان نمي دهد

دربسياري ازكشورهاي درحال توسعه بخش اعظمي از توليدات خانوارها به ويژه درمناطق روستائي وارد معاملات بازار نمي شوند، لذا درمحاسبه توليد ناخالص داخلي ملحوظ نمي شوند.

توليد ناخالص داخلي ، كيفيت زندگي را نشان نمي دهد . همچنين به كيفيت محصولات وبه بازارآمدن محصولات نو وجديد درطي زمات توجهي ندارد.

بسياري از كشورهاي درحال توسعه ، درتدوين حسابهاي ملي خود فقرآماري واطلاعاتي دارند ومحاسبات آنها كاملا"‌وبه درستي منعكس كننده فعاليتهاي اقتصادي شان نيست.

درمقايسه توليد ناخالص ملي كشورها با يكديگر ، تعيين نرخ ارز بسيار مهم است كه مي تواند درنتايج مقايسه تاثير عمده گذاشته ونتايج گمراه كننده اي به همراه داشته باشد.

همانطور كه دربالا ذكر شد توليد ناخالص ملي سرانه يا درآمد ملي سرانه ، توزيع درآمد را دريك كشور نشان نمي دهد . يعني درجامعه اي ممكن است كه توليد ناخالص ملي سرانه يا درآمد ملي سرانه افزايش يابد درحالي كه توزيع درآمد بدتر شده باشد.

 بنابراين افزايش درآمد سرانه دريك كشور نمي تواند الزاما" انعكاسي ازافزايش سطح رفاه عموم افراد جامعه باشد . وقتي الگوي توزيع درآمد درجامعه نابرابر باشد الگوي مصرف نيز براساس آن تعيين مي شود . همچنين مداخله هاي اقتصادي دولت درتثبيت قيمتها وايجاد رنت هاي اقتصادي مي تواند درمحاسبه توليد ناخالص ملي تاثير گذاشته وآن را ازشاخصي كه نمايانگر شاخص فعاليت واقعي اقتصاد باشد دوردارد.همچنين درتبديل توليد ناخالص ملي به ارزخارجي ، ممكن است نواقصي به وجود آيد كه آن بستگي به تعيين واحد پول داخلي دربرابر ارز مي باشد.همچنين دركشورهاي پيشرفته ، افراد بيشتر غذاي خودرا از خارج منزل تهيه مي كنند كه درمحاسبه توليد ناخالص ملي منظور مي شود درحالي كه دركشورهاي فقير ، مواد غذائي به ويژه در روستاها توسط خود افراد توليد ومصرف مي شود.

بنابراين با توجه به اشكالات فوق سئوال مهمي كه مطرح مي شود اين است كه جداول حسابهاي ملي واقعا" چه ارزشي دارد؟ تا آنجائي كه به كشورهاي كمترتوسعه يافته مربوط مي شود بسياري از فعاليتهاي اقتصادي دراين كشورها درآمارهاي رسمي شان محسوب نمي شود. لذا براي رفع اين نقيصه از روشهاي برآوردي وتخميني استفاده مي شود كه مي تواند با خطاي زيادي همراه باشد . همچنين ساخت وسازي كه توسط جوامع روستائي انجام مي شود نيز درحسابهاي ملي منظور نمي شود.

برگرفته از : توسعه اقتصادي وبرنامه ريزي

نوشته دكترشهنام طاهري

نوشته شده توسط محمدرضا عادلی مسبب کودهی  | لینک ثابت |